تبليغاتX
هانیه

فيلم مستند كوتاه «اين سخن، آبي است»به كارگرداني رضا مجلسي در دوازدهمين دوره جشنواره مردم‌شناسي و قوم‌نگار ريودوژانيرو برزيل حضور خواهد داشت.

 

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين جشنواره از 15-23 آبان ماه در برزيل برگزار مي‌شود.

 

اين فيلم كه از توليدات شبكه چهار سيماست به زودي در جشنواره مردم‌شناسي بلگراد نيز به نمايش درخواهد آمد.

اداره كل رسانه بين‌الملل سيما (CMI) عرضه بين‌المللي اين فيلم مستند را بر عهده دارد

نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 2:2 | لینک ثابت |


" نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است  "  .   آرتور شوپنهاور



" محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد  "  .   تولستوی



" فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت "  .  تولستوي



" آنكه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌كنند "  .  نيچه



" با بردباری همه چیز در چنگ توست  "  .   ارد بزرگ



" کسانیکه با افکار خوب و عالی دمساز هستند ، هرگز تنها و بی مونس نیستند "  .   فیلیپ سیدلی



" آن كس كه نداند ؛ خواست خويش را در چيزها چگونه بگمارد ؛ دست كم معنايي بر آن خواهد افزود ... و از آن ؛ اين پندار زاده مي شود كه گاهي در آن خواست بنياد باوری بوده است "  .  فردریش نیچه



" کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد  "  .  فردوسی خردمند



" بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم  "  .  فیثاغورث



" انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد  "  .   ارد بزرگ



" هر که خود را نصیحت نکند به نصیحت دیگران محتاج خواهد گشت "  .   سعدی



" لبخند بیش از چند لحظه دوام ندارد ولی خاطره آن جاودانی است  "  .  آبراهام لینکون



" مبین که میگوید ببین چه میگوید "  .   سعدی  



" در وجود مردم دنبال عیب نگرد که رسوایشان کنی وخودت را بی اعتماد  "  .  سعدی  



" مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی  "  .  کریستوف مارلو



" بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید  و پاکی در اشتباهند "  .  ارد بزرگ



" چشمان زیبای اشکبار از لبخند زیباتر است  "  .   کامپ پل



" هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید "  .  جبران خلیل جبران



" شخص باید لایق ستایش باشد ولی از آن بگریزد "  .  فنلون



" انسان چیزی است که بر او چیره می باید شد "  .  فردریش نیچه



" تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد  "  .  علی شریعتی



" انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی  دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد "  .  فردریش نیچه



" اشخاصي كه بدبختانه به لذات شديد و حاد خو گرفته اند ديگر از لذات معتدل حظ نميبرند و همواره با اضطراب دنبال شادي و نشاط ميگردند  "  .  فنلون



" ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد  "  .  ارد بزرگ



" بزرگوار کسی است که در کیفر بدی نیکی کند "  .  حضرت علی



" گويند بهشت است همان راحت جاويد جايي كه به داغي نتپد دل، چه مقام است  "  .  بيدل



" کسی که درد خود را پنهان می کند درمان نمی یابد  "  .  امام حسین

 
 
نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:58 | لینک ثابت |

آژانس خبری توتیا : حسنک به خانه نيامده بود؛ او مدت‌هاي زيادي است که به خانه نمي‌آيد



همزمان با روز جهاني کودک، در وبلاگ‌ "کافه
دانشجو" به آدرس http://mjkhanzadeh.parsiblog.com/ آمده است:


گاو ما ما مي‌کرد


گوسفند بع بع مي‌کرد


سگ واق واق مي‌کرد


و همه با هم فرياد مي‌زدند، حسنک کجايي؟



شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود.حسنک
مدت‌هاي زيادي است که به خانه نمي‌آيد.او به شهر رفته و در آن جا شلوار جين و تي
شرت‌هاي تنگ به تن مي‌کند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به
موهاي خود ژل مي‌زند.



... پتروس هميشه پاي کامپيوترش نشسته بود و چت
مي‌کرد. پتروس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي‌کرد چون زياد چت کرده بود.
او نمي‌دانست که سد تا چند لحظه ديگر مي‌شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.



براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن
سرزمين برود. اما کوه روي ريل ريزش کرده بود. ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما
حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي‌خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه
داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبري و مسافران
قطار مردند.


اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه
سوت و کور بود .الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد.
او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان‌ها
را سير کند.



او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد.


او آخرين بار که گوشت قرمز خريد، چوپان دروغگو به
او گوشت خر فروخت، اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان
دروغگو دارد به همين دليل است که ديگر در کتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود
ندارد.


 



 



گزینش شده از :



http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1011896&Lang=P


نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:57 | لینک ثابت |

آژانس خبری توتیا :چه بسا بسياري از شما هنوز حتي نام بزرگان هنر و فرهنگ مان را نشنيده باشيد لذا
براي ياد آوري و ذکر خير برخي از بزرگان فرهنگ و هنر ايران به اجمال نگاهي و
اشاره اي کوتاه دارم بر دستاوردهاي آنها.


کمال الملک = "محمد غفاري "نقاش بزرگ
اواخر قاجاريه، صاحب اثر تالار آينه که بسياري معتقدند هنوز اثر نقاشي به اين زيباي
خلق نشده است چندين شاگرد او جزو صد هنرمند برگزيده قرن هستند از جمله استاد
مرحوم ابوالحسن خان صديقي و استاد مهدي سجادي، نقاش مقيم پاريس


ارد بزرگ = طنزآراي برتر ايراني صاحب اثر جهاني "
يادت همچنان باقيست " هنرمندي وطن پرست بوده که تا کنون صدها کاريکاتوريست تربيت
نموده است اولين کتاب آموزش طنزآرايي ايران را نگاشته است در مورد او کتابهايي
نگاشته اند از جمله " برآيند " که حاوي سخنان حکيمانه اوست و " قاره کهن " که
تفکر اجتماعي و تاريخي اش را نشان مي دهد کتاب "برانگيختگان " نيز در مورد
هماننديهاي فکري ارد بزرگ با فردريش نيچه و جبران خليل جبران است.  


استاد مميز = پدر گرافيک نوين
ايران، او با شناخت هنر مدرن و تلفيق آن با سمبلهاي تاريخي ايران توانست گرافيک
ايران را بومي کند او اولين کتابهاي آموزشي اين هنر را در ايران نوشت و شاگردان
بسياري تربيت کرد.


ابوالحسن خان صديقي = سازنده زيباترين
اثر مجسمه سازي تاريخ ايران(مجسمه نادر شاه افشار)، صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسي،
و صدها اثر ماندگار ديگر، سفراي ديگر کشورها پيشتر لقب ميکلانژ شرق را به او داده
اند


هوشنگ سيحون = طراح اثر جاودانه
آرمگاه حکيم عمر خيام که به اعتقاد بسياري زيباترين بناي يادبود عصر حاضر
بوده است البته بناهاي ديگري همچون بوعلي سينا در همدان و کمال الملک در نيشابور و
آرامگاه نادرشاه افشار از ديگر آثار ماندگار استاد است شاگردانش به او لقب "مرد
بناهاي ماندگار" را داده اند.


مسعود کيميايي = سازنده فيلم قيصر که
به اعتقاد بسياري از منتقدان سينما همچنان بهترين اثر تاريخ سينماي ايران است فيلم
ديگر او يعني گوزنها شايد تنها فيلمي باشد که در تاريخ سياسي ايران نيز نامش درج
شود چرا که هنگام ديدن اين فيلم در سينما رکس آبادان 400 نفر زنده زنده در آتش سوختند، و راز قتل آنها همچنان
جزو ابهامات تاريخ است.


مهدي اخوان ثالث(م.اميد) = صاحب اثر زمستان
که شايد کمترين ايراني فرهنگ دوستي آن را نشنيده و يا حفظ نباشد اين شعر به اعتقاد
همگان بهترين شعر نوي تاريخ معاصر ايران است اخوان توانست موج تجدد در شعر را با
غناي شعر کلاسيک ايران تلفيق کند و به اعجازي قدرتمند در کلام دست يابد.


صادق هدايت = پدر رمان نويسي مدرن
ايران او صاحب اثر جهاني بوف کور است که تاکنون به دهها زبان زنده جهان ترجمه شده
است دلايل تراژدي مرگ او همچنان در پرده ابهام است او صاحب دهها نوشته و رمان بوده
که بسياري از آنها در حال حاضر حالت مرجع را دارند و تعدادي هم منبع الهام
نمايشنامه نويسان و دست اندرکاران عرصه سينما شده است.


کاوه گلستان = عکاس صحنه هاي مبارزات وانقاب
اسلا مي در ايران، او صاحب ماندگارترين عکسهاي تاريخ انقلاب سال 1357 است آثاري که در پشت خود شجاعت و حس مسئوليت
عکاس را نشان ميدهد مسلما کتابهاي تاريخ آيندگان با آثار او زينت خواهد شد.


استاد شجريان = او قافله سالار موسيقي
سنتي ايران در دو دهه گذشته است او توانست موسيقي سنتي در حال نابودي ايران
را از دل تاريخ بيرون کشيده و با حفظ ويژگيهاي آن در قالبي منظم و منطقي دوباره به
عرصه وارد کند بي ترديد او مسلط ترين هنرمند موسيقي سنتي حال حاضر ايران است.


استاد کابلي خوانساري = کسي که توانست به تنهايي
خط شکسته نستعليق ايران را احيا کرده و قوانين و نظمي مدرن به آن بدهد او توانسته
بهترين شاگردان شکسته نويس ايران را تربيت کند به واقع او صاحب جايگاهي است که در
صدها سال است کسي نتوانسته بود پر کند


.در پايان ياد آوري يک نکته را ضروري مي دانم و آن مطلب اين است که
اگر ستارگان آسمان هنر کشورمان را ناديده بگيريم آنگاه چيزي براي اثبات هويت
ايراني خود نخواهيم داشت!در تمام اعصار هنرمندان پيشرو حافظان مرزهاي فرهنگي ما
بوده اند و چه بسا در حال حاضر کشورها و قوميتهاي خود ساخته اي باشند که با ابزار
هنر براي خود تاريخ و فرهنگي نوين مي سازند و تاسف بارتر آنکه بسياري از جوانان
ما آن فرهنگ هاي کذايي را عين حقيقت مي پندارند و متاسفانه بزرگان فرهنگ خويش
را منکر مي شوند.


 


گزینش شده از :


http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/Article.aspx?AID=4066



نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:52 | لینک ثابت |

آمریکای لاتین عرصه تاخت و تاز سیاست های مداخله جویانه آمریکا بوده است .
کشورهای این حوزه از جهان سالها گرفتار حکومتهای ارتشی متمایل به غرب بوده اند .
آنها برای مبارزه با جنبش های مردمی از هیچ کوششی فرو گذار نبودند و از آن جمله ربودن و سر به نیست کردن صدها هزار انسان بیگناه در این کشورها توسط دولتهای دست نشانده آمریکا بوده است
پس از گذشت دهها سال هنوز دقیقا مشخص نیست چه بلای بر سر مخالفین آنها و حتی  اجساد این حکومتها آمده است ..
آری کشور آمریکا که امروز خود را منادی آزادی و احترام به حقوق مردم دنیا معرفی می کند بخاطر منافعش ! حمایت از بسته ترین حکومت ها را نیز از یاد نبرده است.
 آنچه باعث شد یاد آور این نکته ظریف شوم خواندن خبر زیر بود، خبری که پرده از قسمتی از جنایت های حکومتهای دست نشانده پیشین آمریکا در این منطقه بر می دارد.


خبرگزاري دولت آرژانتين گزارش داد : يك دادگاه فدرال در شمال آرژانتين، 10 مامور امنيتي سابق از جمله چهار سرهنگ ارتش را در ارتباط با قتل عام سال 1976 بازداشت كرده است.

خبرگزاري دولت آرژانتين (‌تلام) اعلام كرد كه اين ماموران سابق امنيتي به اتهام همدستي در كشتار 17 زنداني سياسي در شهر رسيس تنسيا، مركز استان چاكو در 13 دسامبر 1976 بازداشت شدند.

اين خبرگزاري افزود، علاوه بر چهار سرهنگ حاضر در ميان بازداشت‌شدگان، دو سرهنگ دوم، يك سرگرد، يك ستوان و دو مامور استاني در بين بازداشتي‌ها بودند.

مقامات آرژانتيني مي‌گويند، قتل عام زندانيان در سال 1976 كه به «مارگاريتا بلن» مشهور است، يكي از تازه‌ترين موارد نقض حقوق بشر در دوران هفت سال ديكتاتوري خونين آرژانتين بوده است.

مارگارتيا بلن نام محل وقوع اين كشتار است.

در پي اين كشتار مقامات نظامي ابتدا مدعي شدند كه اين 17 زنداني در درگيري مسلحانه كه پس از تلاش نيروهاي مسلح چپ گرا براي آزادي آن‌ها رخ داد كشته شده‌اند.

اما تحقيقات سپس نشان داد كه اين زندانيان بدون اين كه مقاومتي كرده باشند هدف گلوله قرار گرفته‌اند.

آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد در طول دوران سركوب مخالفان آرژانتيني توسط ديكتاتوري متمایل به آمریکا آرژانتين كه به «‌جنگ كثيف» مشهور است، حدود 13 هزار تن مفقود شده‌اند.

اين در حاليست كه گروه‌هاي حقوق بشر تعداد مفقود شدگان را 30 هزار تن عنوان مي‌كنند.

آری داستان جنایت ها ی آمریکا پس از گذشت 3 دهه همچنان بر سر زبان مردم آمریکای لاتین است . این واقعیت موجب ظهور جنبش های چپ میانه در اکثر این کشورها شده است ،که محور اصلی سیاست خارجی آنها ، مخالفت  با طرح های آمریکا برای نفوذ در این منطقه از جهان است.


http://news8000.blogfa.com/8603.aspx

این مقاله  توسط آقای قهرمان جهان آرا نگاشته شده است

نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:48 | لینک ثابت |

مهر: مراسم پاياني نخستين جشنواره رسانه‌اي «براي بهتر زيستن» شب گذشته با حضور وزير ارشاد، رئيس کميسيون بهداشت مجلس و رئيس سازمان بهزيستي با معرفي نفرات برگزيده رشته‌هاي مختلف در تالار وحدت برگزار شد.


در اين مراسم پس از سخنراني محمدحسين صفار هرندي و ابوالحسن فقيه، برگزيدگان رشته‌هاي دهگانه معرفي شدند و جوايز خود را از دستان وزير ارشاد، رئيس سازمان بهزيستي و اميدوار رضايي رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي دريافت کردند.
در بخش عکس نخستين جشنواره رسانه‌اي «براي بهتر زيستن» سيدمحسن سجادي و مجيد عسگري‌پور از خبرگزاري مهر به عنوان نفرات اول و دوم برگزيده شدند. در بخش خبر نيز مهناز قرباني از گروه اجتماعي خبرگزاري مهر در ميان نفرات راه‌يافته به مرحله نهايي قرار داشت.
نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:41 | لینک ثابت |

گروه فرهنگ و هنر ـ راديو و تلويزيون نروژ، جاويد افسري‌راد هنرمند ايراني را به عنوان آهنگساز سال 2007 در اين كشور اروپاي شمالي برگزيد ودر مراسمي‌به عنوان خلاق‌ترين هنرمند سال از وي تجليل كرد.


اين عنوان به خاطر آهنگ‌هايي كه افسري‌راد براي اركستر سمفونيك نروژ ساخته و به اجرا درآورده به وي اهدا شد.اين نوازنده سنتور مجموعه‌اي را با عنوان «ماه در چاه‌»‌، براساس‌‌ دستگاه‌هاي مختلف رديف موسيقي ايراني ساخته كه سال گذشته توسط اركستر سمفونيك راديو و تلويزيون نروژ به اجرا درآمد.
در راي بيانيه نهايي هيات داوران موسيقي راديو و تلويزيون آمده كه كار افسري راد نقش ويژه‌اي در فعاليت‌هاي اين اركستر طي فصل گذشته داشته است.اين بيانيه تاكيد مي‌كند كه آشنايي و همراهي با اين آهنگساز يكي از درخشان ترين تجربيات سال گذشته اركستر سمفوني راديو و تلويزيون نروژ بود و موسيقي و توانايي او در برقرار كردن ارتباط، اركستر را راهي سفري كرد كه كمتر اركستر سمفوني‌اي ‌اقبال آن را داشته است.به نظرموسيقيدانان عضو هيات داوري، ساخته‌هاي افسري راد با ريتم‌هاي پرشور و گام‌ها و‌هارموني متفاوت، اركستر نروژ را در فضاي زيبايي‌هاي هنر ايراني و اشعار صوفيانه ممدوح عشق، قرار داده است.راديو و تلويزيون نروژ در مراسم تجليل از افسري راد كه با اعطاي جايزه به وي همراه بود اظهار اميدواري كرده كه باز هم از اقبال همكاري با اين آهنگساز در آينده برخوردار باشد.ساخته‌هاي افسري‌راد براي اين اركستر مجموعه‌اي از ‌هفت قطعه در مايه‌هاي شور، اصفهان، بيات شيراز، سه‌گاه، نوا، مثنوي و چهارگاه است كه سال گذشته با رهبري پتر زيلوي Peter szilvay و با اركستري 60 نفري در اسلو به اجرا درآمد .
نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:37 | لینک ثابت |

مجله پر‌مير در جديدترين فهرست ترين‌هاي خود، اسامي تعدادی از فيلم های ترسناک را فهرست کرده که بعضی از آنها از مطرح‌ترين ساخته‌هاي تاريخ سينما هستند.


تلالو (1980، استنلي كوبريك)
اقتباس كوبريك از رمان استفن كينگ درباره جنون تدريجي خانواده تورانس در منطقه‌اي دورافتاده و زمستاني در كلورادو. متاسفانه اين فيلم بيشتر به‌خاطر جملاتي چون «جاني اين‌جاست!» يا «كار زياد و بازي‌نكردن جك را يك پسر افسرده كرده» شناخته مي‌شود و كمتر كسي از آن به‌عنوان يك فيلم ترسناک زيبا ياد مي‌كند. «تلالو» يكي از هنرمندانه‌ترين آثار هراس تاريخ سينماست. بهره‌گيري از موسيقي مهيج، حركات ديوانه‌وار دوربين و همچنين دگرديسي زيباي جك نيكلسن از مردي عادي به يك جاني بالفطره، از نقاط قوت فيلم هستند. البته اين نظر مخالفاني هم دارد. مشهورترين اين مخالفان خود استفن كينگ است كه نفرت خود را نسبت به اين اقتباس چنين ابراز كرد: «فكر مي‌كنم كوبريك قصد آزار تماشاگران را داشته است.» (كينگ در سال 1997، نسخه‌اي تلويزيوني و شش‌ساعته از كتابش ساخت.)
جن‌گير (1973، ويليام فريدكين)
اگر گربه‌اي يك دفعه جلوي دوربين بپرد، بي‌شك همه يك‌دفعه وحشت مي‌كنند اما تماشاي «جن‌گير» تجربه‌اي است كه تا ماه‌ها از ذهن پاك نخواهد شد. «جن‌گير» علاوه بر موضوع جنجالي‌اش، يكي از مهوع‌ترين و دلخراش‌ترين فيلم‌هايي است كه تابه‌حال ساخته شده است. اين مساله نه‌تنها ناشي از طرح مساله جسورانه‌اي چون شك در وجود خدا، بلكه به‌دليل نمايش رسوخ شيطان در وجود دختري 12 ساله نيز هست. در زمان نمايش فيلم، بسياري از تماشاگران هنگام تماشاي استفراغ‌كردن ليندا بلر روي لباس كشيش، غش كردند. گفته مي‌شود هنگام ساخت فيلم، فريدكين پس از چند برداشت ناموفق، از كشيشي خواست تا واقعا مراسم جن‌گيري را سر صحنه اجرا كند. ليندا بلر در اين باره مي‌گويد: «شايد خيلي از مردم فكر كنند، اتفاقات عجيب و غريبي افتاده است اما حقيقتش اين است كه آنها به‌خاطر سن كم من نمي‌گذاشتند زياد از چيزي سر در بياورم.»
كشتار با اره‌برقي در تگزاس (1974، تاب هوپر)
حقيقت هميشه از داستان عجيب‌تر و صدالبته ترسناك‌تر است. «كشتار با...»، كه برمبناي جنايت‌هايي واقعي و وحشتناك اد گين ساخته شده است، در نگاه اول مستندي قديمي و كم‌هزينه به‌نظر مي‌رسد. فيلم با صداي هشداردهنده راوي (جان لاروكت جوان) آغاز مي‌شود كه به توصيف جنايت‌هايي نفرت‌انگيز مي‌پردازد. سپس شاهد صحنه كوتاه از عكاساني هستيم كه از صحنه جنايت عكس مي‌گيرند و در نهايت با «صورت‌چرمي» مواجه مي‌شويم؛ آدمكشي رواني كه پيشبند قصاب‌ها را بر تن و نقابي دوخته شده از پوست انسان بر چهره دارد. باب هوپر مي‌گويد انتخاب اين عنوان براي فيلم باعث شد: «دوستان زيادي را از دست بدهم. فكر مي‌كنم آنها كمي زياده‌روي كردند، شايد هم واقعا دليلي براي اين كارشان داشتند.»
سكوت بره‌ها (1991، جاناتان دمي)
«يه وقتي مامور سرشماري اومده بود سراغم. منم قلوه‌شو با يه كم باقلا و يه نوشيدني عالي خوردم..». «سكوت بره‌ها» در اولين سال از دهه 90 به نمايش درآمد و تا پايان اين دهه هيچ فيلم ديگري نتوانست چنين تصوير هولناكي از يك شيطان رواني ارائه دهد. با اين فيلم دكتر هانيبال لكتر، قاتل زنجيره‌اي با بازي زيبای آنتوني هاپكينز، تبديل به كابوس زنده تماشاگران سينما شد. اگرچه دكتر لكتر آدمخوار در سلولي فوق‌امنيتي نگهداري مي‌شود اما كلاريس استارلينگ، كارآموز اف‌بي‌آي (جودي فاستر)، در برابر او همچون بره‌اي بي‌پناه است. اسكات گلن، كه در فيلم نقش مربي استارلينگ را باز مي‌كند، خطاب به شاگردش چنين مي‌گويد: «جنايتكاران بزرگ همواره نقشه‌اي پليد در سر دارند. آنان قدرت زيادي براي جلب توجه ديگران دارند و همين مساله همواره باعث هراس من مي‌شود.»
آرواره‌ها (1975، استيون اسپيلبرگ)
«اين درسته كه بيشتر قربانياي كوسه‌ها، تو عمق يه متري آب شنا مي‌كردن؟» از زماني كه «آرواره‌ها» با تصاوير هولناك خود از درياي آبي، گيشه‌ها را به تسخير خود درآورد (اين فيلم در فهرست ما نيز پرفروش‌ترين بوده است)، سرخ‌شدن آب دريا، مفهومي جديد پيدا كرد. طولاني‌تر‌شدن توليد فيلم از زمان پيش‌بيني شده و افزايش سرسام‌آور بودجه آن، بلاي جان اسپيلبرگ شده بود. يكي از دلايل اين مساله، ستاره تندمزاج فيلم بود. اشتباه نكنيد، منظورمان ريچارد دريفوس نيست، بلكه كوسه مصنوعي و 8 متري فيلم است كه نام وكيل اسپيلبرگ، «بروس»، بر آن نهاده شده بود. به گفته اسپيلبرگ: «كوسه مصنوعي، آن‌طوري كه مي‌خواستيم از كار درنيامد اما همين مساله سبب خير شد و مجبور شدم به سبك هيچكاك كار كنم.» و نكته اصلي فيلم هم جز اين نبود. «آرواره‌ها» فيلمي ترسناك است، نه به‌خاطر اندك لحظاتي كه كوسه را مي‌بينيم، بلكه به‌دليل صحنه‌هاي بدون كوسه آن و دلهره‌اي كه مدام از ظهور مجدد او در وجودمان است.
هالووين (1978، جان كارپنتر)
دنباله‌هاي چرند فيلم را فراموش كنيد. تقليدهاي مبتذلي چون «جمعه سيزدهم» را نيز ناديده بگيريد. «هالووين» اصلي، حرف اول و آخر در ميان فيلم‌هاي لولوخورخوره‌اي سينماست. اين فيلم همچنين، با بودجه‌اي معادل 300 هزار دلار و فروش 55 ميليون دلاري خود، نامش را به‌عنوان يكي از پرسودترين آثار مستقل سينما در تاريخ ثبت كرد. تاثير «رواني» (يا به‌قول كارپنتر: «پدربزرگ تمام فيلم‌هاي هراس») در جاي جاي فيلم مشهود است. اين تاثيرگذاري از كوچك‌ترين جزئيات (نام دكتر سام لوميس با بازي دانلد پليزنس، برگرفته از اسم دوست جنت لي در «رواني» است) شروع شده و تا حضور جيمي لي كرتيس در نقش قهرمان زن فيلم كه مدام جيغ مي‌زند، ادامه مي‌يابد. به گفته كارپنتر: «اين واقعيت كه جيمي دختر جنت لي است، ابدا به ضرر فيلم نبود، چون فكر مي‌كنم «رواني» فيلم مورد علاقه همه مردم است.» و اين مساله در مورد «هالووين» نيز كم وبيش صادق است.
«رواني» (1960، آلفرد هيچكاك)
عضو موسس تالار افتخارات فيلم‌هاي ترسناك (لطفا بر اساس بازسازي گاس ون‌سنت از «رواني»، درباره آن قضاوت نكنيد). بسياري از ويژگي‌هاي معروف فيلم، هنوز بي‌بديل هستند. كات‌هاي شگفت‌انگيز (در صحنه جنايت زير دوش، بيش از 50 كات وجود دارد)، شخصيت روان‌پريش و بچه‌ننه آنتوني پركينز و موسيقي هراس‌انگيز برنارد هرمن، تعدادي از اين ويژگي‌ها هستند. با وجود اين شيوه ماهرانه «رواني» در فريب تماشاگر، بر تمام اين ويژگي‌ها برتري مي‌يابد. فيلمبرداري صحنه جنايت زير دوش، 7 روز زمان برد. جنت لي طي مصاحبه‌اي در سال 1999 گفت كه هيچكاك در اين صحنه از چند چاقوي مختلف استفاده كرد زيرا بدين ترتيب «تماشاگر نمي‌توانست متوجه حضور مادر در آن محل شود. در يكي از تصاوير توني چاقو مي‌زند اما در صحنه‌اي ديگر يك زن اين كار را مي‌كند.»‌ نتيجه‌گيري كلي: «رواني» هنوز هم فيلمي ديدني است.
هفت (1995، ديويد فينچر)
«هفت»، از همان ابتدا و با تيتراژ عصبي‌كننده خود به تماشاگر مي‌فهماند كه با فيلمي پيچيده‌تر از يك تريلر معمولي با بازي براد پيت طرف است. پيش از نمايش فيلم، «پرخوري»، «حرص»، «تنبلي»، «حسادت»، «خشم»، «غرور» و «شهوت»، تنها كلمات مبهمي بودند كه در دعاهاي روز يكشنبه ادا مي‌شدند اما با «هفت»، هفت گناه كبيره تبديل به انگيزه‌اي هولناك براي قاتلي زنجيره‌اي مي‌شود، كه براي به جا نماندن اثر انگشت، پوست انگشت‌هايش را مي‌تراشد. جهان «هفت»، از زمان شروعش در لوكيشني غمگين و باراني تا پايان تكان‌دهنده و هولناك خود، چنان تيره و تار است كه گويا هيچ نور اميدي در آن راه نخواهد يافت.
بچه رزماري (1968، رومن پولانسكي)
«بچه رزماري»، كه بيشتر شبيه به تريلري درباره توطئه است تا فيلمي هراس، را مي‌توان آغازگر آثار درباره «فوبيا» (هراس بي‌جا) دانست. رزماري (ميا فارو) كه فكر مي‌كند شيطان به او آسيب رسانده، مدام در اطراف خود شياطين مختلف مي‌بيند: پزشكان بي‌توجه، همسايه‌هاي فضول (به‌ويژه راث گوردون كه به‌خاطر اين نقش برنده اسكار شد) و همسري خودخواه و هيولاوار (جان كاساويتس). احتمالا ضربه روحي‌اي كه فارو در آن دوران از همسر خود، فرانك سيناترا، خورده بود نيز در شكل‌گيري شخصيتش در فيلم بي‌تاثير نبوده است، چرا كه در اواسط فيلمبرداري سيناترا تصميم به طلاق فارو گرفت و همين مساله باعث رنجش فارو شده بود. حضور چارلز گوردين در نقش يك ماماي بي‌رحم نيز باعث شد براي مدتي چهره‌اش نزد عموم مخدوش شود. او در اين‌باره مي‌گويد: «به يك مهماني شام دعوت شده بودم. وقتي پشت ميز نشستم، همه زن‌ها از كنارم بلند شدند. فكر مي‌كنم بايد كسي را پيدا مي‌كردم تا به آنها بگويد من آدم بدي نيستم.»
كابوس در الم‌استريت (1984، وس كريون)
نخستين ساخته درباره شخصيتي كه باعث بدنام شدن لباس‌هاي راه‌راه شد. «كابوس...» براي نخستين بار هيولايي را معرفي كرد كه قدم به كابوس نوجوانان مي‌گذارد. كريون با بهره‌گيري از عناصر پيش پا افتاده فيلم‌هاي نوجوانان، محل امني چون اتاق خواب بچه‌ها را به صحنه جنايت تبديل كرد. اگرچه دنباله‌هاي بي‌شمار فيلم، از «فردي كروگر» موجودي دلقك‌مانند ساختند اما در فيلم اصلي هيچ چيز خنده‌داري وجود ندارد. از نكات جالب فيلم، حضور جاني دپ جوان است، كه در صحنه‌اي توسط تختش بلعيده مي‌شود.
چيز (1982، جان كارپنتر)
اقتباسي از فيلم افسانه علمي هاوارد هاكس در سال 1951، كه اثري تمثيلي درباره دوران جنگ سرد بود. اين تمثيلات اما به ساخته كارپنتر راه نيافته‌اند و قصد او تنها ساخت فيلمي ترسناك درباره گروهي دانشمند است كه طي سفرشان به قطب جنوب يك به يك توسط موجودي بيگانه شكار مي‌شوند. بي‌شك هيچ‌يك از صحنه‌هاي فيلم به اندازه لحظه جنون ويلفورد بريملي هولناك نيست. سال‌ها طول كشيد تا منتقدان پي به ارزش‌هاي «چيز» ببرند، كه باعث شگفتي خود كارپنتر نيز شد، چرا كه به گفته او: «چيز در زمان اكرانش، يكي از منفورترين فيلم‌هاي تاريخ سينما بود.» اما گذشت زمان همه چيز را عوض كرد.
مرده شرير (1982، سام ريمي)
سام ريمي سال‌ها پيش از ساخت «اسپايدرمن»، پس از ترك تحصيل از دانشگاه و با 385 هزار دلار، توانست كابوسي هولناك خلق كند. «مرده شرير» بر مبناي داستاني ساده ساخته شد: بچه‌هاي ابلهي كه در كلبه‌اي جنگلي كتاب‌هاي ممنوع مي‌خوانند و باعث رها‌شدن شياطين مي‌شوند اما همين خط داستاني تبديل به الگويي براي يك نسل از سازندگان فيلم‌هاي هراس شد. اين مساله را بايد مديون بروس كمپبل (بازيگر نقش‌ ويليامز، كه با اين فيلم تبديل به يكي از قهرمانان كلاسيك آثار هراس شد)، درختان شكارچي و كارگرداني نامتعارف ريمي دانست. تصاوير هراسناك تعقيب و گريز فيلم، ناشي از استفاده از روشي است كه ريمي آن را «دوربين لرزان» مي‌ناميد. در اين روش دوربين روي پايه‌اي قرار مي‌گرفت و دو متصدي آن با فرياد «حركت!» ريمي، ديوانه‌وار شروع به دويدن در جنگل مي‌كردند. به گفته ريمي: «دوست داشتم وقتي تماشاگران «مرده شرير» را مي‌بينند، از جايشان بپرند و جيغ بكشند. مي‌خواستم آنها هم هيجان من را احساس كنند!‍» و ما هنوز با تماشاي فيلم آن را احساس مي‌كنيم.
كري (1976، براين دي‌پالما)
اقتباس دي‌پالما از نخستين رمان استفن كينگ، كه وقايعش در يك دبيرستان اتفاق مي‌افتد و بازگوكننده داستان دختري با قابليت‌هاي مافوق طبيعي (سيسي اسپيسك) است كه به‌دليل آزارهايي كه در مدرسه مي‌بيند و سخت‌گيري‌هاي مادر رواني‌اش (پايپر لوري)، تبديل به قاتلي خطرناك مي‌شود. لوري و اسپيسك به‌خاطر اين فيلم نامزد دريافت اسكار شدند. به گفته لوري: «در ابتدا تصور درستي از فيلم نداشتم. فكر مي‌كردم قرار است در يك هجويه بازي كنم. وقتي هنگام دورخواني فيلمنامه، دي‌پالما مرا متوجه حقيقت موضوع كرد، نزديك بود سكته كنم.» فصل پاياني فيلم را به جرات مي‌توان بهترين نمونه در ميان آثار هراس دانست.
شب مردگان زنده (1968، جورج رومرو)
فيلمي هراس كه زومبي‌هايش الهام‌بخش هزاران فيلم ديگر شدند. «شب مردگان زنده» به‌صورت سياه و سفيد و با 100 هزار دلار ساخته شد، كه بيشتر اين بودجه نيز توسط بازيگر اصلي فميل راسل استرينر تامين شده بود. شخصيت‌هاي هولناك فيلم مردگاني بودند كه بر اثر تاثيرات راديواكتيويته دوباره سر از خاك برمي‌آوردند و به شكار زندگان مي‌رفتند. اگرچه فيلم با امكاناتي بسيار اندك ساخته شد اما فروش نهايي آن تا 50 ميليون دلار رسيد. به‌دليل مشكلات حقوقي سازندگان فيلم با پخش‌كننده، تنها بخش اندكي از اين فروش هنگفت نصيب سازندگان شد و همين امر باعث شد آنان نسخه ديگري از فيلم را در سال 1990 بسازند. با وجود اين هنوز هم فيلم اصلي چيز ديگري است. اين فيلم را مي‌توان «پروژه بلرويچ» دوران خودش دانست.
طالع نحس (1976، ريچارد دانر)
شايد روزي يك دانشجوي جسور سينما پيدا شود و پايان‌نامه تحصيلي‌اش را درباره اين موضوع بنويسد كه چرا در دوران زمامداري فورد و نيكسن، شاهد ساخت مثلث نامقدس سينمايي شامل «بچه رزماري»، «جن‌گير» و «طالع نحس» بوديم. آخرين فرزند شيطاني اين مثلث، «ديمين» بود. موجودي نحيف و ضدمسيح كه روي جمجمه‌اش علامت شيطاني «666» نقش بسته است. دانر درباره بازيگر نقش ديمين مي‌گويد: «هدايت اين بچه واقعا كار آساني بود... درست مثل يك رويا.» او مي‌افزايد: «در آن زمان خيلي از مردم از تماشاي «طالع نحس» مي‌ترسيدند، چون هنوز تجربه تماشاي «جن‌گير» از ذهن‌شان پاك نشده بود.» بدا به حال آنها كه تماشاي اين فيلم جذاب را از دست دادند. تماشاي صحنه‌اي كه پرستار ديمين خود را حلق‌آويز مي‌كند و مي‌گويد: «ديمين، همه اينها به‌خاطر توست!» هنوز هم مي‌تواند تجربه‌اي تكرار نشدني باشد.
مرد گرگ‌نماي آمريكايي در لندن (1981، جان لنديس)
بيچاره ديويد ناتان. در ابتدا به نظر مي‌رسد او در كمدي رمانتيك نقش مسافري آمريكايي را بازي مي‌كند كه سعي مي‌كند دل پرستار بريتانيايي‌اش را به‌دست آورد اما به يك‌باره سروكله رفيق زومبي او پيدا مي‌شود و مرتبا از ديويد مي‌خواهد پيش از درخشش مهتاب و تبديل شدن او به مرد گرگ‌نما، خود را بكشد. تركيب كمدي و هراس در فيلم چندان موفق از كار درنيامده و فصل پاياني آن نيز شتاب‌زده به‌نظر مي‌آيد اما صحنه‌هاي ترسناك آن بي‌شك ارزش جيغ‌كشيدن دارند! صحنه‌هاي حمله مرد گرگ‌نما كه از ديد قربانيان تصوير شده‌اند ديدني هستند اما بهترين لحظه فيلم بي‌ترديد نمايش دگرديسي مشقت‌بار و هولناك ناتان به‌صورت مرد گرگ‌نماست. اين صحنه را در ميان آثار مشابه مي‌توان بهترين مورد دانست كه حاصل زحمات استاد چهره‌پردازي ريك بيكر است. (بيكر و لنديس مدتي بعد مجددا براي خلق جلوه‌هاي ويژه‌اي مشابه در ويديوكليپ «تريلر» مايكل جكسن، با يكديگر همكاري كردند.)
هنري: پرتره يك قاتل زنجيره‌اي (جان مك‌ناتان)
يكي ديگر از فيلم‌هاي هراسي كه بودجه كم، كمك زيادي به آن كرده و باعث خلق تصاويري مستندوار شده است. فيلم روايت‌گر داستان «هنري» و «اوتيس»، دستيار سبك‌عقل او در آدمكشي است. اين دو در يكي از هولناك‌ترين صحنه‌هاي فيلم، پس از كشتن خانواده‌اي فقير، به تماشاي فيلم ويديويي جنايت خود مي‌نشينند. به گفته مايكل روكر، بازيگر نقش هنري: «يك بار كه با عجله براي تماشاي فيلمي به سينما مي‌رفتم، با زني برخورد كردم كه داشت از سالن سينما بيرون مي‌آمد. او با ديدن من يك باره سيلي محكمي به صورتم زد و همين‌طور پشت سر هم جيغ مي‌كشيد!» شايد كمتر كسي بداند كه شخصيت «هنري» برگرفته از قاتلي واقعي به نام هنري لي و همچنين شخصيت فرانسيس دالرهيد در داستان «اژدهاي سرخ» نوشته تامس هريس بود.
بزرگراه گمشده (1997، ديويد لينچ)
فكر نمي‌كنم كسي هنگام تماشاي «بزرگراه گمشده» جيغ و داد راه انداخته باشد. تماشاي يك زوج اهل لس‌انجلس (بيل پولمن و پاتريشيا آركت) كه متوجه مي‌شوند شخصي مخفيانه از خانه‌شان فيلم مي‌گيرد، همراه با موسيقي آنجلو بادالامنتي، احتمالا چيز زيادي ترسناكي نيست اما ناگهان به هولناك‌ترين صحنه فيلم مي‌رسيم. مردي بدون ابرو، با بازي فوق‌العاده رابرت بليك، در يك مهماني خود را به پولمن معرفي مي‌كند و ادعا مي‌كند كه همزمان در خانه پولمن نيز حضور دارد. وقتي قهرمان ناباور ما به خانه‌اش تلفن مي‌زند و متوجه مي شود كه اين مرد شوخي ندارد، تماشاگر بايد سعي كند فقط به اين صحنه بخندد، در غير اين صورت احتمالا عقلش را از دست خواهد داد.
منبع: پر میر
نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:33 | لینک ثابت |


سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 1
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 2
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 3
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 4
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 5
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 6
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 7
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 8
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 9
سیمای اندیشه و سخنان بزرگان 10
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 11
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 12
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 13
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 14
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 15
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 16
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 17
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 18
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 19
سخن بزرگان و سیمای اندیشه 20

نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 1:19 | لینک ثابت |

گروه اجتماعي- فروشندگان مدارك 16 ميليون‌توماني دانشگاه‌ها توسط پليس شناسايي و دستگير شدند.


سردار عليپور، رئيس پليس اطلاعات و امنيت تهران بزرگ روز گذشته در يك نشست خبري عنوان كرد: اعضاي سه نفره جعل مدارك ليسانس و فوق‌ليسانس دانشگاه‌ها پس از يك سال فعاليت توسط پليس شناسايي و دستگير شدند.
او ادامه داد: اين باند سه‌نفره كارمند دانشگاه بودند كه با سوءاستفاده از شغل خود اقدام به جعل مدارك كرده و آنها را به مبلغ 14 تا 16 ميليون تومان مي‌فروختند.او با اشاره به تلاش‌ها و همكاري‌هاي موثر مسوولان دانشگاه آزاد براي شناسايي عوامل اين باند كه در بخش آموزشي فعاليت داشتند، گفت: اعضاي اين باند به فروش مدارك در تمامي رشته‌ها و مقاطع ليسانس و فوق‌ليسانس به مدت يك‌سال اعتراف كرده‌اند.
برخورد با قاچاقچيان سي‌دي فيلم
سردار عليپور همچنين از تشكيل كميته مشترك با معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد اسلامي و پليس جهت برخورد با سودجويان فرهنگي خبر داد و گفت: اخيرا با همكاري‌هاي صورت‌گرفته با اين كميته فيلم‌هاي سينمايي قبل از اكران كدگذاري مي‌شوند كه اين اقدام پيگيري فيلم‌هاي قاچاق را تسهيل مي‌كند.
او با اشاره به برخورد قاطع پليس با قاچاقچياني كه با فروش غيرقانوني سي‌دي فيلم‌هاي سينمايي قبل از اكران باعث سقوط صنعت سينما و به‌انزوا كشاندن تهيه‌كنندگان مي‌شوند،‌گفت: طي يك‌ماهه گذشته 21 نفر از افرادي كه به‌صورت انبوه اقدام به تهيه و تكثير آثار فرهنگي به صورت غيرقانوني مي‌كردند دستگير و از اين افراد 84 هزار نوع سي‌دي كشف شده است.
او در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه فيلم‌هاي سينمايي چگونه قبل از اكران به‌صورت غيرقانوني توزيع مي‌شوند، گفت: بعضي از افراد از روي پرده سينما اقدام به ضبط فيلم مي‌كنند و تعدادي هم از عوامل داخلي خود فيلم‌ها يا سينماها هستند كه اقدام به انتشار غيرقانوني آنها مي‌كنند.
عليپور همچنين از آغاز باب جديدي از طرح امنيت اجتماعي خبر داد و گفت: پليس در آينده نزديك طرح مقابله با فروشندگان سي‌دي‌هاي غيراخلاقي را آغاز مي‌كند كه در اجراي اين طرح با متخلفان همانند اراذل و اوباش برخورد مي‌شود.
او افزود:‌اگر اراذل و اوباش فراري، خود را تسليم پليس كنند پليس ديگر با آنها رفتار تند و خشن نخواهد داشت، بنابراين اين افراد مي‌توانند خود را به پليس معرفي كنند. در غير اين صورت پليس بالاخره اين افراد را دستگير خواهد كرد.

نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 1:43 | لینک ثابت |